ارزیابی معماری پایدار

خانه/مقالات/ارزیابی معماری پایدار

ارزیابی معماری پایدار ؛ انسان ، جامعه و ارزش های آن

جایگاه معماری پایدار در ایران را نسبت به معماری جهان چگونه می‌بینید؟
پیش از هر چیز توجه به این نکته ضروری است که جهان وارد دوره جدیدی شده است ، دوره ای که در آن تمامی مناسبات علمی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی در حال تغییر است و از همین رو بررسی نسبت و سهم کشورها در موضوعات مختلف نیازمند دقّت بیشتری است . در آینده ای نه چندان دور نه تنها تغییرات آب وهوایی زندگی بشر به شکل کنونی را غیر ممکن می سازد بلکه تغییر در روابط اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی درسطح جهان زندگی امروز بشر را دستخوش تغییرات جدی قرار خواهد داد .
بنابراین بیش از آنکه سهم کنونی ایران در رسیدن به معماری پایدار حائز اهمیت باشد توجه به این مسئله مهم است که وضع کنونی اجباراً تغییر خواهد کرد . با این مقدمه باید ببینیم هنگامی که صحبت از جایگاه معماری پایدار در ایران و جهان می کنیم منظور چیست . به اعتقاد من این موضوع در چهار حوزه قابل بررسی است که البته با یکدیگر در ارتباط هستند .

۱. حوزه آموزش و پژوهش که مرتبط با مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی است .
۲. حوزه تدوین قوانین و ارائه استانداردها که مربوط به نهادهای حکومتی ، زیست محیطی ، شورای شهر و نظایر آن است .
۳. حوزه ترویج و مطالبه اجتماعی که در جوامع دموکراتیک اساس آن بر عهده احزاب و سازمان های مردم نهاد است .
۴. حوزه برنامه ریزی ، طراحی و ساخت که به پشتوانه ۳ بخش فوق با محوریت معماران فعالیت می نماید .

باید گفت ایران در هیچ یک از حوزه ها تلاش قابل توجه و همه جانبه ای ندارد . نه قوانین ، در جهت پایداری معماری و شهرها تنظیم شده و نه قانون گذار تحقیقات قابل استنادی در اختیار دارد . از سوی دیگر آیین نامه ها و استانداردها موضوعاتی حداقلی و کاملاً پیش پا افتاده در این خصوص دارند و بعضاًٌ نافی رویکرد پایداری هستند .
بدیهی است در چنین شرایطی جریان فرهنگی آگاهانه و علمی برای رسیدن به معماری پایدار وجود ندارد و به همین دلیل حوزه طراحی و ساخت منافع اقتصادی زود بازده را به هرگونه موضوع که به آینده این سرزمین مرتبط باشد ترجیح می دهد ، طبیعی است که فعالیت های این حوزه از پرداختن به معماری به سرمایه گذاری ساختمان تغییر می کند .

چارچوب ارزشیابی پایداری بر چه معیار‌هایی است و کدام یک به نظر شما اولویت دارد؟
درتعاریف عمومی از معماری پایدار ، پرداختن به معماری با حداقل اثرات منفی زیست محیطی و بالا بردن بهره وری از انرژی مورد تأکید است ، امّا با نگاهی وسیع تر ضرورت دارد برای ارزیابی معماری پایدار، انسان ، جامعه و ارزش های آن بخشی از طبیعت و محیط زیست محسوب شود . بنابراین ساختمان های با کارایی بالا ( high performance building ) می تواند همه مولفه های پایداری را در بر گیرد . معماری پایدار باید کارکرد درستی داشته باشد ، این موضوع از یک سو به ارتباط درست مولفه های معماری ، سازه و تأسیسات با یکدیگر باز می گردد . من ارتباط درست را اینگونه تعریف می کنم : معماری در حد امکان واجد مولفه های دیگر باشد ، تأسیسات و سازه جزئی از معماری باشند و طرح معماری ایستایی ، مقاومت ، تهویه ، روشنایی و سایر موضوعات مرتبط با انرژی و دوام را در برگیرد . از سوی دیگر هر یک از مولفه ها مستقلا ًَ کارایی لازم را داشته باشند به این معنی که در طراحی تمامی مولفه ها لازم است مسائل مربوط به انرژی ، زیبایی شناسی ، آسایش ، ایمنی و امنیت ، دوام ، محیط زیست ، بهره وری ، راه اندازی و نگهداری ، اقتصاد و هزینه را در نظر داشت و آنچه ضرورت دارد آنست که ضمن توجه به تمامی موارد فوق طراحی معماری و محصول نهایی معماری در جهت توازن اجتماعی و بهبود جلوه شهرها ایفای نقش نماید . بنابراین مولفه های اصلی معماری پایدار را می توان در ۳ دسته بررسی نمود .
۱. انرژی و محیط زیست
۲. توازن اجتماعی و ارزشهای انسانی
۳. زیبایی ، آسایش ، دوام ، ایمنی و …
در شرایط امروز موضوع انرژی می تواند اصلی ترین موضوعی باشد که معماران می توانند با دفت و توجه بیشتری به آن بپردازند .

ارتباط معماری و شهرسازی پایدار با طبیعت را چگونه ارزیابی میکنید؟
به موضوع بسیار مهّمی اشاره نموده اید ، به نظر من معماری پایدار هنگامی به نحوی موثر شکل می پذیرد که در بستر شهری با رویکرد پایداری با طبیعت استوار شود . و البته رسیدن به شهری پایدار بدون داشتن معماری پایدار غیر ممکن است .

ارتباط پایداری با زیبایی و آسایش را چگونه میبینید؟ آیا با هم در تناقض هستند؟
به اعتقاد من زیبایی و آسایش از مولفه های معماری پایدار هستند و اساساً موضوع بدون این دو مولفه بی معناست . امّا مسئله این است که ما نیازمند باز تعریف این دو موضوع در جامعه خود هستیم . جامعه امروز ما دچار از هم گسیختگی در روش زندگی است و به همین دلیل نه زیبایی شناسی منسجم و پیوسته ای دارد و نه شناخت صحیحی از آسایش و لوازم آن دارد . زیبایی و آسایش که در مجموع می توانند خوشی و لذت را در فضای معماری پدید آورند بسیار وابسته به روش زندگی هستند . روش زندگی ایرانی به ویژه در دو دهه اخیر به تمامی مسائل مهم از قبیل ارزش های انسانی ، توازن اجتماعی ، مصرف انرژی ، مسائل زیست محیطی و … که همگی از مولفه های معماری پایدار هستند بی توجه است . حال آنکه این مسائل دغدغه اصلی معماری پایدار است .

آیا در تجارب شخصی شما برای ایجاد یک معماری پایدار هزینه های بیشتری به پروژه تحمیل گردید؟
مطلب دقیقاً در قسمت آخر پرسش نهفته است ، یعنی جبران هزینه ، تجارب من در پروژه ها با ارزیابی هایی که همکارانم ارائه می دهند حاکی از آنست که در بعد مصرف انرژی و همینطور تولید محدود انرژی ( حداقل برای آب گرم ) و نیز موضوع باز تبدیل فاضلاب و آب باران همگی از موادی هستند که سرمایه گذاری می تواند به سرعت جبران شود و با افزایش بهای حامل های انرژی این موارد اقتصادی تر می شوند . به همین دلیل دفتر معماری ما مطالعات جدی در زمینه این موضوعات آغاز نموده است . ما در این بخش علاوه بر مقررات ملی ساختمان چند برنامه اصلی برای پروژه های خود داریم .
۱. طراحی نما بر اساس موضوع انرژی
۲. تولید آب گرم توسط انرژی خورشیدی
۳. بهره مندی از آب باران برای مصارف غیر آشامیدنی
۴. کنترل هوشمند مصرف در ساختمان های عمومی و اداری
امّا دو بخش دیگر که در موضوع پایداری حائز اهمیت است ، یکی مسائل مرتبط با توازن اجتماعی ، آسایش عمومی و نیز ارزش های انسانی است که نیازمند ایجاد یک جریان فرهنگی گسترده و تلاش همه جانبه برای بهبود این وضعیت هستیم . بخش دیگر مسائل زیست محیطی است که نیازمند قوانین دقیق و سختگیرانه است و از وظـایف اصلی حاکمیت .

نقش قوانین را در توسعه معماری پایدار چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا فکر میکنید قوانین موجود کافیست؟
قوانین مهّم هستند و از آن مهّم تر مدیریت صحیح برای اجرای آن . قوانین موجود حداقلی ، ناکافی و غیر پیوسته اند ، اما به نظر من قوانین باید مستند به استانداردهای جامع تنظیم شوند.استاندردهای ایران عمدتاً رویکرد انرژی دارند آن هم به طور محدود .استانداردها و به تبع آن قوانین ما در موضوعات متعددی خلا مشخص دارد . که من به ۳ موضوع اشاره می نمایم .
اوّل موضوع ساخت است ، اتخاذ روش با رویکرد پایداری در ساخت بسیار مهّم است چرا که بخش عمده ای از آسیب ها به محیط زیست ، سلامت انسان و سلامت جامعه در این بخش صورت می پذیرد ، همینطور ارائه استانداردها و اتخاذ قوانین صحیح در این خصوص ، نگرش تولید مصالح و تجهیزات ساختمانی را اصلاح می نماید .
دوّمین موضوع کارایی ( performance ) است . لازم است که ساختمان های با کارایی بالا را تعریف کنیم ، استانداردهای لازم را ارائه دهیم و ساختمان ها را با این شاخص دسته بندی نماییم . این کمک می کند تا به همه جنبه های پایداری در معماری توجه شود .
موضوع دیگر قوانین لازم برای ایجاد الگوهای پایداری در نظام شهری است . هر شهری نیازمند آنست که با توجه به شرایط اقلیمی و اجتماعی و فرهنگی خود برنامه ها و قوانین منسجمی داشته باشد .

آیا برای توسعه معماری پایدار در جامعه تعهد و باور معماران کافیست؟
بدیهی است که خیر ، فکر می کنم در پرسش اوّل توضیح کافی در این خصوص داده ام .

به نظر شما کدام پروژه های اجرا شده در سه دهه اخیر ایران اصول معماری پایدار را رعایت کرده اند و آیا شهرهای ما پایداری شده اند؟
اجازه بدهید به بخش اوّل پرسش پاسخ ندهم ، در بخش دوّم واضح است که خیر ، گسترش بی رویه شهرها ، ساختمان های ضعیف و ناکارامد ، از بین بردن منابع آب زیرزمینی ، زیر ساختهای ضعیف حامل های انرژی و دسترسی ، برهم خوردن توازن اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و … هر یک به نوبه خود در تمامی شهرهای ما خودنمایی می کنند و طی هشت سال اخیر تولید بافت های فرسوده ای به نام مسکن مهر به این مجموعه اضافه شد .

چه راهکارهایی را برای همسوئی بیشتر معماری و شهرسازی ایران با پایداری پیشنهاد میکنید و نظر شما چه پروژه هایی میتوانند به عنوان الگو در این زمینه مطرح گردند؟
ما باید بپذیریم که در موضوع انرژی دچار بحران هستیم و همانگونه که در ابتدای مطالب بیان نمودم اگر راهکاری برای تغییر نداشته باشیم اجباراً تغییر خواهیم کرد و الزاماً آن تغییر خوشایند نخواهد بود . باید بپذیریم که طی چند دهه آینده بخش عمده ای از ساخت و سازها غیر قابل استفاده خواهد بود ، روند مهاجرت در شهرها بسیار متفاوت از آنچه امروز است می شود و بحران آب جریان اسکان در کشور را کاملاً تغییر می دهد .
به اعتقاد من باید در همه چهار حوزه ای که در پرسش اوّل بیان نمودم که البتّه پیش نیاز آن توسعه اجتماعی و فرهنگی است کارهای جدی صورت پذیرد و شورایی راهبردی با موضوع ” معماری و شهر پایدار ” متشکل از عالیترین نهادهای تصمیم گیرنده و برنامه ریز و با محوریت معماران تشکیل شود و به سیاست گذاری در این خصوص پرداخته و جریان اجرای این سیاست ها را بررسی و ارزیابی نماید .
در خصوص پروژه ها تصور من این است که تک بناها می توانند نقش به سزایی در بسط و ترویج موضوعات مرتبط با معماری داشته باشند . این پروژه ها به دلیل آنکه به لحاظ اندازه و کیفیت نسبت قابل توجهی با پیرامون خود دارند ، بطور مستقل دیده می شوند و مورد ارزیابی قرار می گیرند و جنبه های تأثیر گذار متعددی دارند . بنابراین تعریف پروژه هایی با کاربری های عمومی و آموزشی با رویکرد پایداری می تواند بسیار موثر باشد .

گفتگو با مهدی گرامی توسط احمد زهادی – منتشر شده در نشریه معماری و ساختمان – شماره ۳۹